بعضی موقعا ادم روز خودشو از دس رفته می بینه و فقط منتظر میمونه تا اون روزم تموم شه...

امروز واسه من یکی از همین روزا بود...

نمیدونم چه مرگم شده!(نمیدونم چه مرگش شده...)

صب که بعد از امتحان تو این هوای گرم مزخرف برگشتم خونه ¸هیچ کس نبود...تا یکی دو ساعت تنها بودم نشستم یه فیلم ببینم تا نیمه هاشو فقط نیگا کردم...حوصلش نبود...3 ساعت تو اتاق نشستم بعد رفتم بیرون...مامان میدونس حالم چه جوریه شروع کرد!

مهم نبود...چون حوصله اونم نبود!

ناهار خوردیم و خواستم بخوابم نشد...اونقد نشد که برقا رف...اون موقع خوابم بردو وقتی بیدار شدم خیس عرق بودم...

بدم میاد وقتی از خواب بیدار شم و ببینم مامان دوباره بی خبر گذاشته رفته!البته دقیقا میدونم کجا میره ولی میلم به اینه که یه یادداش یه جا بذاره...

از اون ورم 2 ساعت تنها بودم...مث دیوونه ها نشستم یه شمع تو کله یه نارگیل که شکل ادمکه روشن کردم و لامپارو کشتم...

الانم اومدم یه ذره بشینم کارای مدرسمو انجام بدم مامان گف بیا بریم بیرون...گفتم باش و تموم لباسامو که پوشیدم نظرم برگشت...من بی موزیک بیرون رفت واسم عذابه...اما اینم بهونه بود...

از اهنگای کامپیوترم حالم بهم می خوره...بنابرین دوباره به رادیو پناه اوردم...

 

می بینی چه روز خوبی بود امروز؟؟؟؟؟!:)

کسی یه کار خارق العاده سراغ نداره که من بتونم تو دو ساعت انجامش بدم؟!:دی

خودم به کاریش می کنم!مرسی...!

 

راستی

ولش کن هیچی!

 

(سمیر جونم بهت زنگیدم خاموش بودیااااا!)

(داداش محمد من نمیتونم زیاد نت بیام...ولی ایشالا زین پس یکی از ادرسایی که بعد از کانکت شدنم سرچ میکنم وب توئه!)

(شهاب تولدت گذشت و من تبریکو فراموش کردم!:)پس به جای تولدت مبارک بگم معذرت؟!)

/ 2 نظر / 4 بازدید
محمد

سلام ابجی جونم خوبي عزيز ممنون که باز امدي و خبر کردي اپت..... باز اپ کردي حتما خبر کن بيا پيشم منتظرتم کاش می دانستیم زندگی کوتاست کاش از ثانیه های زندگی لذت می بردیم کاش قلبی رو برای شکستن انتخاب نمی کردیم کاش همه را دوست داشتیم کاش معنی صداقت را ما هم می فهمیدیم کاش هیچ کودک فقیری دیگر خواب نان تازه وداغ را نمی دید کاش دلهایمان دریایی می شد کاش می فهمیدیم زندگی زیباست و لذت می بردیم تا نهایت کاش میدانستیم که ما نمی دانیم فردا برایمان چه اتفاقی می افتد کاش بهانه ای برای ناراحت کردن دلهای زخم خورده نبود

رضا م

سلام ..! من هیچ وقت دوستای خوبمو فراموش نمی کنم ! به یادت بودم و همیشه به وبلاگت سر می زدم و سراغت رو از رضا می گرفتم .. اگه دقت کنی هنوز لینک وبلاگت تو وبم هست ! من یه جورایی احساس می کردم که فراموش شدم ! انگار از بقیه دور افتادم ! اما خوشحالم که هنوز یه نفر به یاد من هست .. راستی هنوزم شب هفتم گوش می کنی ؟