اروم و هشیار کشتمش...بیدار بیدار کشتمش...چاره دیگه ای نبود.....

اگه سراغت نمیام...آرامش تو رو میخوام...فک نکنی بی خبرم...ببخش واسه خوب و بدم....

 

شاید دل شکستن برام خیلی راحت شده...شایدم بیشتر خودمو دوس دارم...

نمیدونم...فقط میدونم تصمیمی که گرفتم در حال حاضرو با این شرایط بهترین بود...خیلی ها ادعا دارن اونی هستن که تو میخوای ولی

بعد از یه مدت میشن همونی که بودن...و این خیلی عادیه و در مورد همه یا اکثریت صدق می کنه...

باور کنین از گریه کسی خوشحال نمی شم....اما میدونم وقتی منی که خیلی شکستنی تر بودم تونستم کم و بیش با شرایطی حتی سخت تر از این کنار بیام...

بقیه ام میتونن...البته دعا می کنم که خیلی اسونتر از من باشه براشون...

میدونم چقد سخته...چون خودم کشیدم...ولی "دیگه دلم واسه کسی نمی سوزه "دیگه نمیخوام بسوزه...

منو سوزوندن...هیچ کسم براش مهم نبود....نه این که بخوام انتقام بگیرم یا بلایی رو که سرم اومده سر یکی دیگه بیارم...

میگه همه مردا همین طورن....

اگه این جوریه پیشنهاد می کنم برید بمیرین!

 

وقتی یه مرد به عنوان همسره "از امروز تا همیشت " وارد زندگی شدو موند دیگه تو چه بخوایش چه نه...چه دوسش دارشته باشی چه هیچ علاقمندش نباشی

باید واسش بهترین باشی و بمونی...چون بخوای یا نخوای شوهرته...

ولی وقتی هیچ تعهدی نسبته بهش نداری دلیلی نداره واسش همه چیز باشی!!!!

 

ولم میکنن یا نه؟؟؟؟؟

دس از سر کچلم ور میدارن یا نه؟؟؟؟؟؟

چی از جون من میخوان؟؟؟؟؟؟؟؟

زندگیمو که سوزوندن....کاری کردن که عزیزترین کسم از دستم رفت...کسی واسش می مردمو ازم گرفتن......

چی میخوان از جونم؟:((

من باهاش بمونم چون گناه داره؟!

چون التماس  میکنه؟!

چون بقیه ازارش میدن؟؟؟!

چون شبا بدون من خوابش نمیبره؟؟؟؟؟؟؟؟!

مگه من گناه نداشتم؟مگه عشق من گناه نداشت؟؟!

مگه اون التماس نکرد....

مگه بقیه مارو ازار ندادن؟؟؟

مگه من این شبا یه لحظه ارامشه با اون بودنو حس می کنم؟؟؟؟

حالا چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مگه اون دل نداشت که بشکنه؟

مگه من دل کسی رو که دوسش داشتم و دوسم داشت و نشکوندم؟؟؟؟؟؟؟

مگه من از بهترین کسم وا نموندم جوری که اون تا مرز نفرت از من رفت؟؟؟؟

 

اره منم دل داشتم...:((...ولی کی می فهمه؟

کی خواست بفهمه...؟

کی براش مهم بود؟!

کی براش مهم هست؟

چرا نمیذارن نفس بکشم؟؟

چرا نمیذارن زندگیمو بکنن اخه از جون من چی میخوان اینا؟؟؟؟؟؟چی واسم مونده که میخوان بگیرن ازم؟؟؟؟؟

من به کی امید بدم وقتی هنوز نتونستم تیکه های شکسته قلب خودمو از این ور و اون ور جمع کنم؟؟؟؟؟

 

مقصر خودم بودم....

تقصیر تموم بدبختی هایی که از اول تا الان کشیدم خودم بودم...

ولی خدا جونم....تو که همیشه مهربونترینی واسه همه...نیستی؟!
اگه نیستی پس خدام نیستی...

خدا هیچ وخ دروغ نمی گه....

تو هم نمی گی.....

بهت خیلی نزدیک بودم...نه....تو به من خیلی نزدیک بودی...

احساست میکردم ....با این که هیچ کس باورش نمی شد....چقد گفتم تو نهایتشی...

به این ربط نداش که کی چی میخواد....

تو میتونی هر کاری رو "حتی اگه با منطق ادما جور در نیاد"انجامش بدی....

پس من همه چیزم رو می سپرم به تو....

اره....

تازه رسیدم به اونجایی که فک کنم اونقدی دل دارم که بگم "هر چی خیره می خوای....پس هرچی میخوای همون بکن..."

نذارن یه بنده بی شعوری مث من با خواسته هاش باعث شه تو از خیرت بگذری....

 

چشامو می بندم و محکم فشار میدم و میگم:

"هر چی به صلاحمه پیش بیار...چه من بخوام.....چه نه...."

 

 

بنویس مهلت موندن یه نفس بود...سهم من از همه دنیا یه قفس بود...بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم...

سر رو شونه هات نذاشتم....

مث دستات سرد سردم..............

/ 10 نظر / 9 بازدید
کوروش

اروم و هشیار کشتمش...بیدار بیدار کشتمش...چاره دیگه ای نبود..... in tarane ro manam kheili midoosam[لبخند][گل]

محمد

سلام ابجی جونم خوبی عزیز ممنون که خبر کردی اپت بسیار زیبا بود اپ کردی باز خبر کن بیا پیشم همیشه منتظرتم آسمان آبي بود. و من آرام شدم خيره به دستان پر از مهر فلق . پر پرواز خيالم من را. با همه شور و توانش مي برد. كه رساند به همه آبي ها . دست خورشيد مر از بالا نزد خود مهمان كرد. ابر با شور به سويم آمد. و مرا سخت در آغوش گرفت. گفت:اي فرزندم. چشم پرسشگر تو پر از سوال است بگو حرفت را. اشك در خانه چشمم جوشيد. گفتمش اي دانا. تو برايم بكشا راز اين آدمها . آهي از ابر برآمد كه نهادم سوزاند اشك از چشم ترش مي باريد. گفت: اين آدمها همه شان مثل غباري غمگين . شده اند زنداني دست اين ديو پر از كينه بي مهر هوس و دگر نيست خبر از قلبي كه به ياد دگري مست شود. و دگرآزادي واژه اي بي معناست. گفتمش ابر بزرگ: تو ببار بر تن اين آدميان . شايد از روي تن آدميان برود دور شود بي مهري

رضا م

سلام .. دوما ! من بختیاری هستم .. شهر ایذه ! که از شهر های خوزستانه ! اولا ! تو چرا این جوری شدی ؟ احساس می کنم پر از خشم و نفرتی ! [ناراحت] غمگینی و تنها ! حوصله هیشکی رو هم نداری ! همایی که همش از عشق می گفت حالا دم از کشتن می زنه ! راستی چی شد ؟ چرا این جوری شد ؟ گوئی همه با همیم و تنهائیم. ز منجنیق فلک سنگ فتنه میبارد امّا، نه زمان را درد کسی است، نه کسی را درد زمان!

korosh

man ba hosele kafi hame nazarateto khoondam o mikhoonam[لبخند] dar morede matnetam khodeto narahat nakon. too be hamoon andaze ke doostet hagh entekhab dare o pafeshari mikone, haghe entekhab dari. harchi delet mige anjam bede[چشمک][گل]

سمیرا

سلام آبجی دیوووووووونه من : چی شده باز که دلت به اندازه یه دنیا پر شده از حکایت و شکایت ...... یه نفس ازون نفسایی که خودت می دونی از ته دل بکش و بخند دوستت دارم قشنگکم [ماچ]

سمیرا

معذرت میخوام با تمام وجود شرمنده به خاطر امروز وظیفه من بود بزنگمت میدونم شرایطمو درک می کنی از مامان معذرت خواهی کن...... همیشه مهربون بمونی دوست دارم زودتر ببینمت برام دعا کن یا علی

فري خوشكله

ايول حقا دختر دايي خودمي دمت جوش

فري خوشكله

ايول حقا كه دختر دايي خودمي دمت جوش

فري خوشكله

ايول حقا كه دختر دايي خودمي دمت جوش